پوشک گرفتن پارمیس خانم خیلی راحت انجام شد یه روز عصر (9 مرداد ماه 1396) بود گفت پوشکم در بیارید می خوام برم جیش کنم اول محلش نذاشتم ولی دوباره گفت منم در اوردم گفتم بریم جیش کنیم رفت دستشویی و جیش کرد وقتی برگشت می خواستم پوشکش کنم ولی بهش گفتم می خوای دیگه پوشکت نکنم هر وقت جیش داشتی بگی ببرمت دستشویی جیش کنی گفت اره منم دیگه پوشکش نکردم پارمیس هم هر وقت دیگه جیش داشت خبر می کرد و می رفتیم با هم دوتایی دستشویی به همین راحتی از پوشک گرفته شد به نظرم یک دلیل بیشتر نمی تونه داشته باشه از وقتی پارمیس خانم یک سال و نیم شد تقریبا هر بار که می رفتیم دستشویی باهامون می اومد اگه نمی بردیمش گریه می کرد و می خواست به زور بیاد حالا روی توالت فرنگی خودش می نشست الکی جیش می کرد یا خودش رو یه جوری سرگرم می کرد به نظرم کم کم یاد گرفته و به همین دلیل هم هست که خیلی راحت تونستم از پوشک بگیرمش+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:22 توسط مامان |
برچسب:
نویسنده: نگار رحمانی
پنجشنبه 26 مرداد 96 تولد دو سالگی اش رو گرفتیم مهمونامون 14 نفر بودن مامان بابا و خواهر و برادر های خودم خاناواده شوهرم رو دعوت کردیم ولی نیامدن
تم تولدمون آبی بود به همه هم گفته بودیم ابی بپوشن .کف اتاق رو پر از پادکنک کردیم و به سقف هم به صورت هلالی دو ردیف بادکنک چسبوندیم و یه happy birthday رنگی هم زدیم به دیوار ساعت 6 خانم ها اومدن و کلی رقصیدیم و قبل از اینکه مهمون ها بیان یه اتاق بد افتاد پارمیس پاش اومد روی بادکنک ها و خورد زمین پیشونیش باد کرد اومد بالا بیچاره چقدر ریه کرد مامانم اومد دیگه اومدیم روغن حیوانی و زردچوبه زدیم روش یه کم بادش کمتر شد ساعت 8 مردها اومدن و بابایی هم کیک رو آ<رد کیک هم آبی بود عروسک و داده بودیم کیک کرده بودن خیلی خوشکل شده بود .
بعد از شمع روشن کردن و فشفشه و تولد خوندن و فوت کردن شمع ها کیک رو بریدیم و خوردیم خوشمزه بود جای همگی خالی بعد هم که رسید نوبت کادو دادن ساعت 10 هم رفتیم برای شام بیرون
از قبل با فست فود آیدا توی بلوار جمهوری هماهنگ کرده بودیم که میاییم سفارشمون هم مینی رست بیف بود پیتزاش هم واقعا خوشمزه بود . بعد از شام هم اومدیم خونه خیلی خسته بودیم
شب تولد پارمیس کوچولومون هم تمام شد و پارمیس خوشکل ما 2 ساله شد
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:29 توسط مامان |
برچسب:
نویسنده: نگار رحمانی